|
...گفتنی های من و تو
|
|||
|
اگه میخوای بخون
![]() نام: غم ؛ شهرت :اندوه ؛ محل تولد : شهر غم ؛ درآمد:فکر و خیال؛ محل زندگی: دنیای بیکران؛
تاریخ تولد:13 ؛ هدف: چهار راه آخرت ؛ شغل : عاشق آواره ؛ مدرک تحصیلی : مردودی عشق. اینو بچسب داغ داغه
انبار دلتنگی ها
گلستان
داداشی جونم قربونت برم میمیرم برات
آسمان سوخته دوست خوبم همیشه فاصله ای هست و گرنه ... خاطرات یک عاشق گلبرگهای بارانی قلب شکسته صدای گریه بارون هستی ترس انگیز است ساده دل لحظه های با تو بودن خود خودم زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی غم های زندگی دهکده ای پر از عشق و صفا عشق اینترنتی ستاره تنها آریا پسر کوهستان دل دیونه ی من آخرین وسوسه زمزمه های تنهایی من 2خترانی از رنگین کمان دوست خیلی عزیزم نیلوفر آبی سازه مخالف عشق یعنی ذکر ناموس خدا بی تو بودن کار من نیست رها با تو سرويس ارائه خدمات وبسايتها و ثبت دامينهاي بين المللي حالا خودم برایت می نویسم :: داداشی جونم :: یاران
چند بار نگاه کردی؟
سنگتراش
|
بوسه
گفتمش:
ـ شیرین ترین آواز چیست ؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند٬ قطره قطره اشکش از مژگان چکید٬ لرزه افتاد به گیسوی بلند ٬ زیر لب ٬ غمناک خواند : - ناله زنجیرها بر دست من ! گفتمش: ـ آنگه که از هم بگسلند ... خندهء تلخی به لب آورد و گفت : ـ آرزویی دلکش است ٬ اما دریغ ! بخت شورم ره بر این امید بشت. وآن طلایی زورق خورشید را صخره های ساحل مغرب شکست!... من به خود لرزیدم از دردی که تلخ در دل من با دل او گریست. گفتمش: ـ بنگر٬ درین دریای کور چشم هر اختر چراغی زورقی است! سر به سوی آسمان برداشت٬ گفت : چشم هر اختر چراغی زورقی است ٬ لیکن این شب نیز دریایی است ژرف. ای د ریغا شبروان ! کر نیمه راه می کشد افسون شب در خوابشان . . . گفتمش : فانوس ماه می دهد از چشم بیداری نشان گفت : ـ اما ٬ در شبی این گونه گنگ هیچ آوایی نمی آید به گوش . . . گفتمش : اما دل من می تپد . گوش کن ٬ اینک صدای پای دوست ! گفت: ای افسوس٬ در این دام مرگ باز صید تازه ای را می برند ٬ این صدای پای اوست! . . . گریه افتاد در من بی امان . در میان اشکها٬ پرسیدمش: ـ خوشترین لبخند چیست ؟ شعله ای در چشم تاریکش شکفت٬ جوش خون در گونه اش آتش فشاند ٬ گفت : ـ لبخندی که عشق سربلند وقت مردن بر لب مردان نشاند. من زجا بر خاستم٬ بوسیدمش.
/ حکاکی شده به قلم لولی در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و عقربه ی دل 18:2 |
|
||