|
...گفتنی های من و تو
|
|||
|
اگه میخوای بخون
![]() نام: غم ؛ شهرت :اندوه ؛ محل تولد : شهر غم ؛ درآمد:فکر و خیال؛ محل زندگی: دنیای بیکران؛
تاریخ تولد:13 ؛ هدف: چهار راه آخرت ؛ شغل : عاشق آواره ؛ مدرک تحصیلی : مردودی عشق. اینو بچسب داغ داغه
انبار دلتنگی ها
گلستان
داداشی جونم قربونت برم میمیرم برات
آسمان سوخته دوست خوبم همیشه فاصله ای هست و گرنه ... خاطرات یک عاشق گلبرگهای بارانی قلب شکسته صدای گریه بارون هستی ترس انگیز است ساده دل لحظه های با تو بودن خود خودم زیر بارون گریه کردم تا تو اشکامو نبینی غم های زندگی دهکده ای پر از عشق و صفا عشق اینترنتی ستاره تنها آریا پسر کوهستان دل دیونه ی من آخرین وسوسه زمزمه های تنهایی من 2خترانی از رنگین کمان دوست خیلی عزیزم نیلوفر آبی سازه مخالف عشق یعنی ذکر ناموس خدا بی تو بودن کار من نیست رها با تو سرويس ارائه خدمات وبسايتها و ثبت دامينهاي بين المللي حالا خودم برایت می نویسم :: داداشی جونم :: یاران
چند بار نگاه کردی؟
سنگتراش
|
2خترک تنها
۲خترکی با گیسوهای بافته و چشمهای غمناک پر کرده بود کنج تنهای را در دل هرگز نمی پنداشت غم روز آشنایی را -درسکوت نگاهش می وزید داد رهایی سر گشته و مات از این همه بی وفایی می شـــــــــــــــــــــــــــنید نوای روح افزای گندمکان خشک طلاگون روحش را که با هر نغمه می انداخت دانه های ثمرش را شکوه می کرد از خود و دردهایش به خود ـــ با دستی لرزان می لرزاند قلم روحش را بر صفحه ی کفن پوش دفترش - می نگاشت هر آنچه بود ولی در آخر می ماند بدنی لمس و ضعیف با سر در گمی و قلبی سرد و نحیف ناله می وزد - که ای خدا - در کدامین واژه نهفته است سر تنهائی من ؟ در کدامین وادی نهفته است مآمن تنهائی من ؟ در کدامین قلب نهفته است یاد تنها ئی من ؟ کیست که با اشکهایم ببارد ؟ کیست که با دردهایم سر آید ؟ و چنین بود که فهمید تنهایی کنجی است پر از خراب و میخانه نشین
/ حکاکی شده به قلم لولی در یکشنبه بیست و نهم بهمن 1385 و عقربه ی دل 19:1 |
|
||